باورنکردنی: 1.5 میلیون دلار برای دو گل زده!

به گزارش "ورزش سه"، باشگاه پرسپولیس هرروز با خبر جدیدی درباره طلبکاران خود مواجه می‌شود. پس از دوره‌ای کوتاه که کم کم به نظر می‌رسید پرونده خارجی های پرسپولیس در فیفا سبک تر شده اما جدایی برانکو ایوانکوویچ، گابریل کالدرون، دستیاران آن ها و همچنین چند بازیکن در پست های مختلف، حباب خوش قولی مدیران سرخ را ترکاند تا طرفداران دوباره با این واقعیت روبرو شوند؛ واقعیتی که حالا باشگاه را در معرض محرومیت از پنجره های نقل و انتقالاتی، کسر امتیاز و شاید حتی جریمه های سنگین تر نیز قرار داده است.

 

یکی از عجیب‌ترین پرونده‌های پرسپولیس در فیفا به مهاجم سابق و کروات این تیم یعنی ماریو بودیمیر مربوط می‌شود. بازیکنی که در ژانویه 2019 از قهرمان کرواسی یعنی دیناموزاگرب به تیم برانکو ایوانکوویچ پیوست تا جای خالی مهدی طارمی را پر کند اما در طول پنج بازی با پیراهن سرخ، تنها دو گل به ثمر رساند. او پس از دریافت 25 هزار یورو از مدیرعامل وقت (ایرج عرب)، قراردادش را با این تیم فسخ کرد و به جمع شاکیان باشگاه پیوست.

 

 

قرارداد ماریو با پرسپولیس 500 هزار یورو برای یک و نیم فصل بود که 25 هزار یورو آن را گرفت و برای دریافت 475 هزارتای دیگر پای به دادگاه فیفا گذاشت. او علاوه بر این که خواستار دریافت 115 هزار یورو از نیم فصل 2018-19 بود، باتوجه به سهل انگاری مدیران باشگاه پرسپولیس، برای دریافت قرارداد سال بعدی نیز اقدام کرد و موفق شد حکم 327 هزار یورویی نیز بابت مطالبات فصلی بگیرد که اصلا در جمع سرخ ها حضور نداشت.

 

با اضافه کردن 5 درصد غرامت و همچنین هزینه دادرسی، بدهی پرسپولیس به ماریو بودیمیر تا آستانه 500 هزار دلار نیز افزایش می‌یابد اما این تازه یک طرف ماجراست. در طرف دیگر براندائو جونیور، آنتونی استوکس و کریستین اوساگوآنایی قرار دارند که آن ها در فصل جاری با پرسپولیس قرارداد بستند تا سرخ ها ملزم به پرداخت حقوق 4 مهاجم خارجی برای لیگ نوزدهم باشند.

 

 

براندائو جونیور که شنیده ها حاکی از قرارداد 700 هزار دلاری اش با پرسپولیس بود، پس از دریافت 102 هزار دلار با این تیم فسخ کرد. آنتونی استوکس هم که به نظر می‌رسد با رقم 450 هزار دلار پرسپولیسی شده بود تاکنون 150 هزار دلار گرفته و بعید است دادگاه فیفا برای 100 هزارتای باقی‌مانده، بر علیه او حکم بدهد و کریستین اوساگوآنا هم قراردادی به ارزش 150 هزار دلار تا پایان نیم فصل با سرخ ها دارد.

 

 

جمع این ارقام، عددی حدود یک میلیون دلار را نشان می‌دهد؛ رقمی که مدیران پرسپولیس برای جذب 4 مهاجم خارجی هزینه کردند و البته با عدم پرداخت آن، باشگاه را در آستانه یک خطر جدی قرار داده‌اند. فارغ از بازدهی آن ها که البته باید این موضوع را هم بررسی کرد، دو مدیرعامل پرسپولیس یک فاجعه مدیریتی را خلق کردند؛ از مهاجمی نظیر بودیمیر که پول یک فصلی که در کرواسی بود را هم از پرسپولیس خواهد گرفت تا براندائو جونیور و کریستین اوساگوآنا که هرگز مهاجم ایده آل سرخ ها نبودند و همچنین آنتونی استوکسی که در حساس ترین مقطع فصل اردوی قرمزها را ترک کرد و به کشورش بازگشت.

 

 

نکته جالب این که از جمع این 4 خارجی تنها ماریو بودیمیر موفق به گلزنی شد. او در بازی با پاختاکور و همچنین پارس جنوبی برای پرسپولیس گلزنی کرد اما براندائو، اوساگوآنا و استوکس چنین کاری را هم انجام ندادند. این در حالی است که باتوجه به تغییر دو مدیرعامل در همین فاصله، طرفداران یک جبهه نمی‌توانند خود را محق بدانند و بدون تردید تمام طرفین در این موضوع سهیم هستند.

 

این که آیا معادل یک میلیون یورو در فوتبال ایران تنها دو گل است و همچنین آیا با یک میلیون یورو نمی‌شد مهاجمی طراز اول خرید، پرسش هایی است که باید از سوی طرفداران پرسپولیس در مقابل مدیران باشگاه گذاشته شود. البته راه ساده تر، موضع گیری علیه تیم های رقیب و رسانه هاست که این روزها از سوی طرفداران تیم های مختلف انجام می‌شود.

شب های فوتبالی؛ غلط خوانی و غلط گویی در مستندِ نامستندِ تلویزیونی

عصر ایران؛ امیر حسن خدیر- پخش مستندی دربارۀ تاریخچۀ باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال و فوتبال ایران، در برنامۀ تلویزیونی «شب‌های فوتبالی» به خاطر اتهامات و حملاتی که متوجه «پرویز خسروانی» پایه‌گذار باشگاه تاج (استقلال) کرده و خصوصاً لحن گوینده و ادبیات متن آن خشم هواداران و بازیکنان پیشین و سرمربی کنونی تیم فوتبال استقلال را برانگیخته است.

جدای واکنش‌های احساسی اما این آیتم چند دقیقه‌ای، غلط های تاریخی فاحشی دارد که یا عمدی است و دروغ یا از روی قلّت اطلاعات و تصور کافی بودن گردشی در اینترنت و راست و نادرست را به هم‌آمیختن و تفکیک نکردن و از اهل فن نپرسیدن و به آرشیو مجلات مراجعه نکردن و البته ندانستن و ندانستن و ندانستن.

شب های فوتبالی؛ غلط خوانی و غلط گویی دربارۀ تاریخ استقلال و پرسپولیس

هر چند تلفظ نام پایه گذار پرسپولیس (محمد‌ عبدُه) به صورت «عبدِه» خود نشان می‌دهد تا چه حد اطلاعات دارند و چقدر پای صحبت مطلعین نشسته‌اند چون هر که اهل فوتبال و تاریخ فوتبال باشد «عبدُه» را این گونه تلفظ می‌کند و البته بیشتر «عبدو» و اگر می‌گفت عبدو (به جای عبدُه) قابل قبول‌تر بود تا عبدِه!

آن یکی پُرسید اُشتُر را که هی!
از کجا می‌آیی، ای فرخنده پِی؟

گفت: از حمّامِ گرمِ کوی تو
گفت: خود پیداست از زانوی تو!

جدای غلط های تاریخی اما لحن گوینده و ادبیات آن هم آزاردهنده است:

«‌موفقیت‌های سرخ پوش‌ها، دشمن‌های زیادی برای‌شان ساخته بود. دشمن‌هایی مثل سرهنگ پرویز خسروانی. دشمنی که به بهانۀ عدم وجود زیرساخت های فوتبال در ایران و در اعتراضی تند به آتابای رییس وقت فدراسیون فوتبال، عبدِه را از باشگاه‌داری منصرف کرد.» - [‌سه بار کلمۀ «دشمن» در سه جملۀ ورزشی!]

در این گفتار می‌خواهم به اشتتباهات تاریخی این شبه مستند بپردازم. اشتباهاتی که سبب شده هواداران استقلال هم تصور کنند هر آنچه در جست و جوی اینترنتی مشاهده می‌کنند درست است و مثلاً متقابلاً از علی عبده به عنوان قاتل تختی یاد کنند!

حال آن که از این گونه ادعاها اگرچه در اوایل انقلاب فراوان بود ولی ثابت نشد و اساساً دیگر بر کسی پوشیده نیست که جهان پهلوان خودکشی کرده و چرا خودکشی کرده هم روشن شده و آقای توکلی هم در فیلم تحسین‌برانگیز خود دربارۀ تختی اشاره‌ای به این اتهام ندارد (علی حاتمی و بهروز افخمی که دو فیلم نیمه تمام و کامل دربارۀ تختی ساختند نیز) و از اساس نادرست است و علت مصادرۀ اموال عبده شراکت او با فاطمه پهلوی خواهر شاه در شرکتی دیگر و نه پرسپولیس یا بولینگ بود. (راستی اگر در سال 51 از باشگاه‌داری منصرف شده بود در سال 58 کدام باشگاه را از او گرفتند؟!)

دربارۀ شراکت منجر به مصادره هم انصاف این است که گفته شود در آن زمان سرمایه‌گذاران سهمی و در واقع باجی به یکی از وابستگان دربار می‌دادند تا سرمایه‌شان ایمن باشد و این خواهر شاه به نسبت اشرف و شمس البته کمتر در افکار عمومی منفی بود.

1. در سال 47 پرسپولیس هنوز باشگاه نشده بود. کلوپی بود که علی عبده (علی محمد عبده) بعد از انحلال باشگاه شاهین راه انداخت و بعد کلوپ، باشگاه شد. درست است که باشگاه واژۀ فارسی معادل کلوپ است ولی کلوپ، فراگیری باشگاه را نداشت و شامل بولینگ و استخر و سونا بود و دوستان در آن دور هم جمع می شدند.

خود عبده البته بوکسور بود و مشغول به کارهای مقاطعه‌کاری و در امور سیاسی و نگاه سیاسی شباهتی به برادرش جلال عبده قاضی مستقل و مصدقی نداشت.

2. درسال 47 کلوپ پرسپولیس به باشگاه پرسپولیس تبدیل و این باشگاه تأسیس شد. از بازیکنان مشهوری که از شاهین منحل شده به پرسپولیس تازه تأسیس پیوستند می‌توان به این نام ها اشاره کرد: همایون بهزادی، حسین کلانی، برادران وطن خواه، ابراهیم آشتیانی، اصغر ادیبی، ناظم گنجا پور و حمید شیرزادگان در حالی که علی پروین در آن زمان در باشگاه کیان بود.

این بازیکنان توانستند در عرض یک سال و نیم پرسپولیس را از دسته سه باشگاه های تهران به دسته یک برسانند و بعد هنگامی که مسابقات همگانی تهران برگزار شد، همین پرسپولیس و تاج، پاس، عقاب و شهربانی در آ‌ن شرکت کردند.

3. پرسپولیس با سه برد و یک مساوی اول شد (تساوی با تاج) و به عنوان اولین نماینده ایران به جام باشگاه های آسیا معرفی شد. در گروه خود به تیم ژاپنی ( دو بر صفر) باخت و در بازی دوم نمایندۀ هنگ کنگ را بُرد و در سومین بازی به «مکابی» اسراییل باخت و حذف شد.

از جام آسیا که برگشتند شاهینی های تیم جدا شدند و به پیکان رفتند. علی پروین هم از کیان به پیکان پیوست. بنابراین قدیمی‌ترین پرسپولیسی محمود خُردبین است نه علی پروین چون در آن سال خُردبین در پرسپولیس بازی می‌کرد.

4. شاید تا به حال نشنیده باشید و تعجب کنید. در ویکی پدیا هم پیدا نکنید اما بد نیست بدانید در همین سال 48 علی پروین ابراز علاقه می کند که در تاج بازی کند! بله، تاج. اما مرحوم علی دانایی فرد به خاطر حضور بازیکنانی چون جلال طالبی،علی جباری، حسین فرزامی، پرویز قلیچ خانی و کارو حق وردیان پروین را نمی خواهد و از پیکان به پرسپولیس می رود.


5.غلط فاحش این شبه مستند این است که ادعا می شود عبده پرسپولیس را رها کرد یا با فشار خسروانی ناچار شد رها کند. حال آن که تا انقلاب 57 در اختیار او بود و بعد از انقلاب از او سلب مالکیت شد به همان دلیلی که ذکر شد.

6. ادعای فیلم دربارۀ اعتراض تیمسار خسروانی به آتابای و انصراف عبده از باشگاه‌داری هم نادرست است و در واقع دروغ آشکار.

این دو رابطۀ خوبی با هم نداشتند که تحت تأثیر خسروانی به عبده فشار بیاورد. بلکه به عکس به خود تیمسار خسروانی اعلام کرد که فقط یک تیم تاج می تواند در لیگ تخت جمشید شرکت کند و تاج آبادان را منحل کرد و بازیکنان تاج آبادان به صنعت نفت آبادان پیوستند و آن را تقویت و در سطح فوتبال ایران مطرح کردند. تاج اهواز هم منحل شد و به جای آن آب و برق اهواز شکل گرفت.

حضور چند تاج سبب می شد احتمال تبانی هنگام نیاز یک تیم به امتیاز مطرح شود.

7. این ادعا که شاهین به خاطر فشار خسروانی در مقام رییس سازمان تربیت بدنی منحل شد هم نادرست است. حسین کلانی هم در برنامه ای گفت قبل از آن که آقای خسروانی رییس سازمان شود شاهین منحل شده بود و اتفاقا تلاش کرد شاهین را بازگرداند و در دیدار با شاه احساس می کند شاه به نام شاهین حساس شده بود. برخی از هواداران روی سکوهای امجدیه شاهین را به صورت «شاه هین» تلفظ می کردند و با مجوز نام «شهباز» اجازۀ تأسیس این تیم را مجدداً کسب کرد.

8. در این فیلم چنان گفته می شود «سرهنگ خسروانی» که انگار تنها یک نظامی بوده و از بیرون وارد شده حال آن که 24 سال قبل از تأسیس باشگاه پرسپولیس «ستوان یکم پرویز خسروانی» که خود از قهرمانان دوچرخه سواری بود تیم «دوچرخه سواران تهران» را تشکیل داد و در نیمۀ دوم سال 1325 باشگاه فوتبال آن نیز تشکیل شد و در سال 1328 به دستور شاه نام «تاج» برای آن برگزیده شد و 29 سال تا انقلاب 1357 به همین نام شهرت داشت.

خسروانی هم بعدها به عنوان «تیمسار خسروانی» مشهور بود نه «سرهنگ خسروانی» و سرهنگ را احتمالا به این خاطر به کار برده اند که از واژه «تیمسار» استفاده نکنند.

9. در سال 1351 علی عبده اعلام کرد تیم فوتبال پرسپولیس حرفه ای است و در مسابقات تهران که آماتوری است شرکت نمی کنند.

در این سال 6 بازیکن اصلی ( علی پروین، ابراهیم آشتیانی، حسین کلانی، همایون بهزادی، صفر ایرانپاک و جعفر کاشانی) کنار گذاشته شدند و تنها در بازی های دوستانه حاضر می شدند. در این سال پرسپولیس در جام باشگاه های تهران نهم شد و سال بعد بود که جام تخت جمشید با 6 تیم از تهران و 6 تیم از شهرستان ها شروع شد. چنان که گفته شد پرسپولیس نهم شده بود اما به عنوان تیم ششم تهران شرکت کرد در حالی که آرارات ششم شده بود و همین موجب اعتراض و جنجال فراوان شد.

10. دو گانۀ «تیمسار خسروانی» و « علی عبده» از حیث فوتبالی و به خاطر رقابت تاج و پرسپولیس پذیرفتنی است. اما برخی تلاش می کنند پرویز خسروانی را یک نظامی ناآشنا به فوتبال و ورزش و تیمساری معرفی کنند که تمام 25 سال پس از 28 مرداد، تنها نان کودتا را می خورده و به عکس عبده یک مصدقی تمام عیار بوده است.

در این فیلم انگار تاج تیم خسروانی و دربار است و پایگاهی میان مردم ندارد و علی عبده در مقابل شاه و دربار بوده است!

دربارۀ بازی 6 بر صفر هم ادعا می شود به دستور خسروانی فیلم بازی را بسوزانند. حال آن که تلویزیون امکان یک مورد پخش مستقیم را داشت و پوشش مسابقۀ کشتی را ترجیح دادند و شاپور قریب که برای فیلمبرداری از فیلم خود و صحنه قالپاق دزدی به ورزشگاه رفته بود فیلم بازی را هم گرفت و راش ها در اختیار او بود. این ادعا مثل شایعه خیانت بازیکن تاج است که فصل بعد به پرسپولیس پیوست. در یک مستند که هر شایعه کوی و خیابان را نقل نمی کنند!

این یادآوری تاریخی هم خالی از لطف نیست که خسروانی بعد از خروج از دولت و در مصاحبه ای با دنیای ورزش پیشنهاد می کند به خاطر موفقیت های پرسپولیس ( که تاج را هم 4 به یک برده بود) همین تیم با اضافه شدن ناصر حجازی و قلیچ خانی به عنوان تیم ملی اعزام شود.

   
دربارۀ دوگانه سازی سیاسی علی عبده و خسروانی هم باید یادآور شد علی عبده ربطی به برادرش نداشت که اگر داشت بعد از انقلاب مصون می ماند و البته یک سال پس از انقلاب درگذشت و مثل خسروانی سال های طولانی پس از آن عمر نکرد بی آن که به تغییر نام تاج به استقلال حساسیت نشان دهد و برای موفقیت آن خوش حال نشود.

عبده سال 58 درگذشت اما فرزند او سالار برای خود در ادبیات اسم و رسمی دارد و البته هشدار داده مادام که پرسپولیس در اختیار دولت است که هیچ اما اگر قرار بر واگذاری به شخص یا خصوصی‌سازی باشد از طریق مراجع بین المللی دربارۀ حقوق خود وارد عمل و مانع خواهند شد.


در این شبه مستند هیچ یک از اینها را البته نگفتند!

به گزارش "ورزش سه"، از اولین روزهای تأسیس باشگاه استقلال توسط جمعی از دوچرخه‌سواران مطرح و برجسته آن زمان تا به امروز، آبی پوشان پایتخت روزهای تلخ و شیرین زیادی را همراه با هوادارانشان پشت سر گذاشته‌اند. از قهرمانی این تیم در سطح آسیا، تحت تیمی مقتدر به نام تاج با هدایت زدراکو رایکوف فقید تا تکرار دوباره این افتخار بزرگ پس از دو دهه با منصور پورحیدری این بار با نام استقلال و یا آغاز دوران طلایی ژنرال همراه با قهرمانی‌های متعددش و بالاخره تجربه شیرین پیروزی‌های متوالی این تیم در دربی پایتخت با پرویز مظلومی، همگی دورانی ماندگار در تاریخ این باشگاه محسوب می‌شوند.


 البته اگر مثل من معتقدید که فوتبال شباهت عجیبی به زندگی دارد، باید بگوییم که استقلال در کنار اتفاقات شیرین، روزهای تلخی را هم تجربه کرده است. از شکست تاریخی 6 بر 0 در دربی سال 1352 گرفته تا از دست دادن دو عنوان قهرمانی آسیا درست درزمانی که بیش از هرلحظه‌ای به کسب این عنوان نزدیک شده بود (خصوصاً شکست در برابر جوبیلیو ایواتا در مقابل 110 هزار تماشاگر)، سقوط این تیم با تمام ماجراهایش به دسته سوم، خاطره تلخ دربی ایمون زائد و یا ناکامی‌های این تیم در چند سال اخیر، همه بیانگر این است که همواره قرار نیست در به روی یک پاشنه بچرخد.


 اما در طول این 7 دهه گذشته باشگاه استقلال محل تولد و ظهور و یا پرورش بازیکنان زیادی بوده است که شاید با دیدن آن‌ها و یا شنیدن نامشان خاطرات زیادی در اذهانتان زنده شود که مهم‌ترین آن‌ها دو اسطوره فقید این باشگاه یعنی ناصر حجازی و منصور پورحیدری هستند که در سال‌های 90 و 95 چشم از جهان فروبستند تا اثرات ناشی از این فقدان، هنوز هم این باشگاه را تحت تاثیرخودش قرار دهد.

 

 

 


از دیگر بازیکنانی که باید به آن‌ها اشاره شود علی دانایی فرد، عارف قلی زاده، پرویز کوزه کنانی، محمود بیاتی، کامبیز جمالی وبیوک جدیکار و آندرانیک اسکنریان هستند که در دهه‌های 40 و 50 نقش زیادی در موفقیت‌ها بی‌شمار آن دوران استقلال یا همان تاج سابق ایفا کردند. کمی جلوتر که بیاییم کم‌کم باید به شاگردان رایکوف اشاره‌کنیم و آن نسل طلایی که با غلبه بر نماینده رژیم اشغالگر قدس توانستند شبی فراموش‌نشدنی در تاریخ این باشگاه رقم بزنند. به دهه 60 که نزدیک می‌شویم نام‌های بیشتری در ذهن خطورمی کند ازجمله برادران مظلومی، پرویز قلیچ خانی، اصغر حاجیلو، رضا جباری، بهتاش فریبا، رضا نعلچگر، رضا احدی، سعید مراغه چیان و تنی چند از بازیکنان بی‌شمار آن نسل بی‌ادعا که در دوران جنگ تحمیلی با تمام مشکلات موجود نگذاشتند تب فوتبال در این مرزوبوم فروکش کند. نسلی که فوتبال ایران برای همیشه مدیونشان خواهد بود. اما پس‌ازاین می‌رسیم به نسل طلایی دهه 70 و ظهور تیمی قدرتمند که دو سال پیاپی تحت هدایت منصور پورحیدری و بونجاک مجارستانی به فینال جام باشگاه‌های آسیا راه پیدا می‌کند و علی پروین هم با تکیه‌بر همین بازیکنان در مسابقات آسیایی پکن موفق به‌عنوان قهرمانی آسیا می‌شود. احمد عابدزاده، رضا حسن‌زاده، جواد زرینچه، برادران بیانی، مجید نامجو، مهدی فنونی زاده، صمد مرفاوی، ... که به‌اتفاق هم، به هر چه خواستند در ایران و آسیا دست یافتند. بعد از یک افت ده‌ساله، دوران طلایی امیر قلعه نوعی با تیم جوانانش آغاز می‌شود. تیمی که شالوده آن متشکل از بازیکنانی است که در تیم امید استقلال از هم شناخت زیادی دارند. وحید طالب لو، پیروز قربانی، امی حسین صادقی، مجتبی جباری، آندو، و خسرو حیدری و سایر بازیکنانی که توانستند روزهای خوبی را در تاریخ این باشگاه رقم بزنند. اما استقلال دیگر بعد از پایان این نسل دیگر نتوانست روزهای خوبش را تکرار کند و شاید تنها برگ برنده پس‌ازاین دوران را بتوان به چهار برد متوالی شهرآورد تهران در زمان پرویز مظلومی اشاره کرد که سرمربی حال حاضر استقلال نقش بسزایی در ثبت این نماد 4 ایفا کرد.

 

 

 

در تمامی این سال‌ها که به‌صورت اجمالی به آن پرداخته شد بازیکنانی در استقلال بودند که به شماره لباسشان هویت بخشیدند و به‌نوعی آن شماره را مال خود کردند تا جاییکه هرکسی دیگر بخواهد بعد از او این شماره را بر تن کند از او رخصت می‌گیرد. دقیقاً همان کاری که در این فصل مهدی قائدی در قبال پوشیدن شماره 10 استقلال انجام داد و از حسن روشن رخصت گرفت. اما گاهی اوقات هم پیش‌آمده که شماره لباسی تا قبلاً از پوشیدن بازیکنی ارزش خاصی نداشته باشد اما بازیکنانی با بر تن کردن آن شماره هویتی تازه به آن بخشید. برای مثال شماره 16 استقلال حالا با پوشیدن صداق ورمزیار و علیرضا اکبرپور تبدیل به شماره خاصی در این باشگاه شده است. حالا در ادامه این گزارش قصد داریم که بهترین‌های استقلال رااز شماره 1 تا 90 با توجه به شماره لباسی که درزمان حضورشان در استقلال بر تن می‌کردند انتخاب کنیم. انتخابی که بعضا به خاطر تعدد بازیکنان برجسته و شاخص در پوشیدن یک شماره خصوصاً شماره‌های 6-10 بسیار سخت و تا حدی غیرممکن کرد. از همین رو تصمیم گرفتیم تا شماره‌های 6-7-8-10 را تنها به یک نفر محدود نکنیم که البته بااین‌وجود هم نام‌های بزرگ زیادی را از قلم انداختیم.

 


1-ناصر حجازی

 

 

شخصیتی کاریزماتیک و سنگربانی بی‌نظیر و بدون شک خوش‌تیپ‌ترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران و استقلال که به دلیل لفتاخرات متعددش و شخصیت منحصر به فردش بیشتر از هر بازیکنی در این تیم به اسطوره شباهت داشت.دومین دروازه بان برتر قرن بیستم در آسیا که با قهرمانی در آسیا در کسوت مربیگری تیم محبوش فقط یک گام کم آورد.

 


2- منصور پورحیدری

 


نام پدر معنوی استقلال برازنده تنها کسی است که در ثبت هر دوستاره استقلال نقشی کلیدی ایفا کرد و تا زمانی که جان در بدن داشت حمایتش را از تیم محبوبش دریغ نکرد.تصویر او با عصا در کنار نیمکت استقلال از ماندگارترین قاب‌های تاریخ  فوتبال ایران است. 

 


3- اکبر کارگرجم


مرد سال فوتبال ایران در سال 52 و جالب است بدانید او اولین سیم‌خاردار فوتبال ایران است قبل از اینکه این لقب را به شخص دیگری اطلاق کنند.

 


4- رضا حسن‌زاده


مدافعی با استایل منحصربه‌فرد که نقشی اساسی در موفقیت‌های استقلال در دهه 60 تا 70 ایفا می‌کرد و شاید اگر او نبود شمار گل‌های پیوس به استقلال بیش از دو گل بود.

 


5- شاهین بیانی


کاپیتان خوش استایل باشگاه استقلال که یکی از دو جام قهرمانی استقلال در آسیا با دستان او بالا رفت و گفته می‌شود هنوز مدافعی در استقلال در اندازه‌های او ظهور نکرده است.

 


6- بهتاش فریبا-محمود فکری


آقای گل جام ملت‌های آسیا و اولین کسی که توانست 4 گل در یک بازی ملی به ثمر برساند و دیگری کاپیتان پرافتخار باشگاه که همراه با استقلال موفق به کسب 6 عنوان قهرمانی در لیگ و جام حذفی شد.

 


7- فرهاد مجیدی – مجید نامجو مطلق

 

 

اولی ستاره محبوب استقلالی‌ها و خالق نماد 4 و هفت مقدس و دومی نیازی به تعریف ندارد. او یکی بود و می‌گویند مانندش در فوتبال ایران یافت نشده است در سال‌های اوج فوتبالش تصویری از یک مارادونا در ابعاد ایران بود.

 


8- علی جباری- مجتبی جباری 

 


استقلالی‌ها اعتقاد دارند قبل از هرکسی سلطان لقب او محسوب می‌شود. جباری اولین کاپیتان ایرانی فاتح جام باشگاه‌های آسیا و اولین کاپیتان فاتح لیگ سراسری ایران است و دومی همان 8 شاکی که در وصف او شاید لقب زیدان آسیا کافی به نظر برسد.


9- آرش برهانی 


ماشین گلزنی یا همان آرش آقای گل. کسی که با زدن 108 گل در 292 بازی بهترین گلزن تاریخ باشگاه استقلال به شمار می‌رود. البته بماند که گاهی جانت را به لب می‌رساند.

 


10- حسن روشن و شاهرخ بیانی


اولی طفل شیرین رایکوف و یکی از پدیده‌های فوتبال ایران در دهه 50 باسابقه گلزنی در جام جهانی و دومی یک فوتبالیست کامل که همراه با استقلال به هر چه خواست رسید. شاهرخ از آن دسته از بازیکنانی است که حضورش موفقیت را در هر تیمی تضمین می‌کرد.

 

 


 

11-رضا عنایتی 


رضا آقای گل و بهترین گلزن تاریخ لیگ برتر با 150 گل زده و کسب سه عنوان آقای گلی کافی است تا پی به تبحرش در گلزنی ببریم.

 


12- صمد مرفاوی


متخصص گلزنی در دربی و زننده گل قهرمانی استقلال در آسیا و یکی از معدود نفراتی که در تاریخ این باشگاه هم به‌عنوان بازیکن وهم به‌عنوان مربی در استقلال حضور پیداکرده است.

 


13-جواد زرینچه 


شاید همه او را با شماره دو بشناسیم اما به‌هرحال خالق شمارگرهای بی‌بدیلی که اتفاقاً یکی از آن‌ها تبدیل به گل قرن شد. او با سابقه 14 سال حضور در استقلال جزو لاینفک تاریخ این باشگاه محسوب می‌شود.

 


14- آندو تیموریان

 


لقب سامورایی فوتبال ایران برازنده کسی است با سابقه حضور در دو جام جهانی که هیچ ابایی از جنگیدن و دویدن نداشت و حضورش پیروزی در هر نبری را تضمین می‌کرد.

 


15-اصغر حاجیلو

اصغر با تعصب و یکی از هشت بازیکنی که تمام دوران حرفه‌ای فوتبال خود را در باشگاه استقلال (تاج) گذراند و 11 سال در سمت چپ استقلال آقایی کرد.

 


 16- صادق ورمزیار


صادق با تعصب و متخصص گلزنی در دربی، بازیکنی که ارسال 63 تا 76 به مدت 13 سال در استقلال بازی کرد و با همین لباس آبی خداحافظی کرد.او قبل از ظهور پدیده ای به نام طارمی در گرفتن پنالتی تخصص زیادی داشت.


17- عبدالعلی چنگیز


مهاجمی بی‌بدیل سال‌های جنگ تحمیلی که همراه با استقلال به مقام قهرمانی آسیا رسید. او نقطه مقابل ناصر محمدخانی برای استقلالی‌ها بود.وی علی رغم ویزگی ای ظاهریش ضربات سر شیرجه ای معروفی داشت.

 


 

18-جعفرمختاری فر


نابغه چپ پای آبی‌ها که دریک وجب جا می‌توانست مدافع پیش رویش را دریبل بزند. مهاجمی که همراه با استقلال قهرمان آسیا شد و گل دیدنی‌اش دردربی هیچ‌وقت فراموش نمی‌شود.


19-پیروز قربانی 


کاپیتان نسل جدید استقلال باشخصیتی منحصربه‌فرد و زننده گل پیروزی دربی در دقیقه 94 که اگر قدر خودش بیشتر می‌دانست می‌توانست جایگاهی به‌مراتب بالاتر از این در باشگاه استقلال داشته باشد.


20- مهدی هاشمی نسب 

 


مدافع یاغی فوتبال ایران که انتقالش به استقلال بدون شک جنجالی‌ترین انتقال تاریخ فوتبال ایران بود و با 5 گل زده هنوز هم سلطان دیدار دربی به شمار می‌آید.


21- مهدی رحمتی


رکورددار کلین شیت در لیگ قهرمانان آسیا، بهترین دروازه‌بان آسیا در که به‌عنوان کاپیتان روزهای بسیار خوبی برای استقلال رقم زد و موفق به سه عنوان قهرمانی همراه با این تیم شد.


22-ایرج دانایی فرد


فرزند خلف استاد علی دانایی فرد، بنیان‌گذار تیم تاج و هافبک اعجوبه تیم ملی و باشگاه تاج، که همراه با این تیم به‌عنوان قهرمانی آسیا رسید. ایرج همان زننده اولین گل ایران در همه ادوار جام جهانی است.

 


23-علی سامره

 

 

مهاجم رفسنجانی سابق استقلال که به خاطر زدن سریع‌ترین گل دربی به علی 30 ثانیه معروف است و در 102 بازی 32 گل به ثمر رسانده است. البته او در سال‌های آینده شماره لباسش را به عدد 9 تغییر داد.

 


 شماره‌های عجیب:


24-محمد خرمگاه


مدافع خوش‌اخلاق استقلال که از اولین حضورش در استقلال این شماره را بر تن کرده و نه سال در استقلال سابقه عضویت دارد. او نیز سابقه حضور روی نیمکت استقلال به‌عنوان را دارد.


26-امیرحسین صادقی


مدافع پرافتخار و پر سابقه استقلال با سابقه یک دهه بازی در این تیم و کسب 4 عنوان قهرمانی که تیم پایه استقلال به‌ بزرگ‌سالان ملحق شد. مثلث او، پیروز، طالب لو افتخارات زیادی را برای استقلال به دست آوردند.


29- یدالله اکبری


هافبک اردبیلی استقلال که دوران کوتاه و نسبتاً موفقی را در استقلال سپری کرد اما بعد از اتمام فوتبالش درگیر حواشی عجیب‌وغریبی شد. نام او نیز به‌واسطه شماره عجیبی است که معمولاً هیچ بازیکنی را در فوتبال وسوسه نمی‌کند.


30-وحید طالب لو

 

 

دروازه‌بان پنالتی گیر استقلال که او نیز از تیم امید استقلال به تیم بزرگ‌سالان دعوت شد و به مدت یک دهه در استقلال بازی کرد. طالب لو به همراه استقلال دو بار به‌عنوان قهرمانی در لیگ برتر و یک‌بار قهرمانی در جام حذفی دست‌یافت.

 


32-ایمان مبعلی


با شنیدن نام مهندس در میان فوتبالیست‌ها اولین نامی که به ذهنت خطور می‌کند کسی نیست جز ایمان مبعلی. البته مدت حضور او در استقلال بسیار محدود بود اما محبوبیت زیادی در بین استقلالی‌ها دارد.

 


33- پژمان منتظری


یکی از موفق‌ترین مدافعان پرافتخار طول تاریخ باشگاه استقلال، با سابقه حدوداً یک دهه حضور در این تیم و کسب 4 عنوان قهرمانی که جایگاهش در تاریخ این باشگاه و فوتبال ملی کاملاً محفوظ است.


37- فابیو جانواریوَ

 


یکی از موفق‌ترین فوتبالیست‌های خارجی نه‌تنها در تیم استقلال، بلکه در کل لیگ ایران به شمار می‌رود و به خاطر به ثمر رساندن گل قهرمانی استقلال در لیگ هشتم از محبوبیت زیادی در بین هواداران استقلال برخوردار است.


شماره 88: فرشید اسماعیلی

 
هافبک دوست‌داشتنی حال حاضر استقلال که بیش از 100 بازی برای این تیم تابه‌حال به میدان رفته و در دو دیدار شهر اورد داستان کاملاً متفاوتی را تجربه کرده است. شماره 88 آبی‌ها آرزوهای زیادی با این تیم دارد.


شماره 90: پادووانی

 


مدافع محبوب وخوش اخلاق و بلندقامت برزیلی که سرنوشت بسیار تلخی دریکی از بازی‌های استقلال برایش رقم خورد اما هرگز لب به گلایه نگشود و همیشه خود را یک استقلالی خوانده است و ازاین‌رو استقلالی‌ها برایش احترام زیادی قائل‌اند.

 

 

کیاوش عزیزی